تفاوت فیزیک تازه و فیزیک قدیم فیزیک قدیم و فیزیک نو دو شاخه اساسی از دانش فیزیک می باشند که در عصرهای متفاوت تاریخی پیشرفتهاند و بینشهای متفاوتی نسبت به ضوابط طبیعی داراهستند. تفاوتهای آن ها بهطور عمده در موضوعات، اصول و مفاهیم کلیدی میباشد که هر مورد به آن معلم خصوصی فیزیک در شیراز پرداختهاند.
1. فیزیک قدیم (کلاسیک)
فیزیک قدیم یا این که فیزیک کلاسیک به عقیدهها و ضوابط فیزیکی اطلاق می شود که از زمان باستان تا اوایل قرن 20 پیشرفتهاند. این شاخه مبتنی بر مفاهیمی میباشد که از تجربیات روزانه و مشاهده بدون واسطه از طبیعت صورت گرفته میباشد.
خصوصیتها:
مکانیک نیوتنی: اساس فیزیک کلاسیک بر مقررات تکان نیوتن پایدار میباشد که توضیحدهنده تکان اجسام زیر تأثیر نیروها میباشد.
ترمودینامیک: فیزیک کلاسیک مشتمل بر مقررات ترمودینامیک میباشد که به تغییرات انرژی و دما میپردازد.
الکترومغناطیس: عقیده الکترومغناطیس کلاسیک که به وسیله ماکسول گسترش داده شد، اخلاق و رفتار امواج الکترومغناطیسی و میدانهای الکتریکی و مغناطیسی را توضیح می دهد.
اصول مطلقگرایی: مجال و دور و اطراف در فیزیک کلاسیک مطلق فرض می شوند. یعنی فرصت و دور و اطراف برای همگی ناظران یکسان میباشد و غیر وابسته از جنبش اجسام تغییر تحول نمیکنند.
سرعت محصور: در فیزیک کلاسیک، تکان و سرعتها با گاز نوروفروغ محصور نشدهاند و سرعت هر شیء می تواند به بیغایت مجاورت خواهد شد.
محدودیتها:
فیزیک کلاسیک نمیتواند پدیدههایی را که در سرعتهای بالا (در حدود سرعت نوروروشنایی) یا این که در مقیاسهای خرد (زیراتمی) حادثه میفتند، بهخیر توضیح دهد.
در دنیای زیراتمی و در سرعتهای بسیار زیاد، عقیدههای کلاسیک مبتلا نواقص میشوند و نتیجه ها نادرستی ارائه میدهند.
2. فیزیک تازه (امروزی)
فیزیک تازه یا این که فیزیک امروزی از اوایل قرن 20 با معرفی عقیدههای جدیدی همانند نسبیت و مکانیک کوانتومی شروع شد. این شاخه از فیزیک به نظارت پدیدههایی میپردازد که در وضعیت افراطی (سرعتهای بسیار بالا، مقیاسهای بسیار خرد، و انرژیهای بسیار بالا) فیس می دهند.
خصوصیتها:
عقیده نسبیت: آلبرت اینشتین با ارائه عقیده نسبیت خاص و عام، انقلابی در فیزیک تشکیل داد. بر پایه ی نسبیت، فرصت و دور و بر نسبی می باشند و برای ناظران گوناگون با سرعتهای متعدد، متفاوتند. سرعت نوروروشنایی تحت عنوان حداکثر سرعت ممکن در عالم معرفی شد.
مکانیک کوانتومی: مکانیک کوانتومی به نظارت خلق ذرات در مقیاسهای بسیار خرد (اتمی و زیراتمی) می پردازد. این عقیده با معناهای جدیدی مانند دوگانگی موج-ذره، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، و احتمالپذیری، رفتارهای غیرقابل پیشبینی و خیره کننده ذرات را توضیح میدهد.
تئوری میدانهای کوانتومی: فیزیک تازه در سعی میباشد تا نیروی گرانش را با بقیه نیروهای بنیادی (الکترومغناطیسی، هستهای قادر و ضعیف) متحد نماید.
نسبیتگرایی: در فیزیک نو، معنی مطلق بودن گوشه و کنار و مجال از در بین رفته میباشد و پدیدههایی مانند اتساع مجال و انقباض ارتفاع در سرعتهای در حدود سرعت فروغ و روشنایی چهره می دهند.
تفاوت فیزیک تازه و فیزیک قدیم فیزیک قدیم و فیزیک نو دو شاخه اساسی از دانش فیزیک می باشند که در عصرهای متفاوت تاریخی پیشرفتهاند و بینشهای متفاوتی نسبت به ضوابط طبیعی داراهستند. تفاوتهای آن ها بهطور عمده در موضوعات، اصول و مفاهیم کلیدی میباشد که هر مورد به آن معلم خصوصی فیزیک در شیراز پرداختهاند.
1. فیزیک قدیم (کلاسیک)
فیزیک قدیم یا این که فیزیک کلاسیک به عقیدهها و ضوابط فیزیکی اطلاق می شود که از زمان باستان تا اوایل قرن 20 پیشرفتهاند. این شاخه مبتنی بر مفاهیمی میباشد که از تجربیات روزانه و مشاهده بدون واسطه از طبیعت صورت گرفته میباشد.
خصوصیتها:
مکانیک نیوتنی: اساس فیزیک کلاسیک بر مقررات تکان نیوتن پایدار میباشد که توضیحدهنده تکان اجسام زیر تأثیر نیروها میباشد.
ترمودینامیک: فیزیک کلاسیک مشتمل بر مقررات ترمودینامیک میباشد که به تغییرات انرژی و دما میپردازد.
الکترومغناطیس: عقیده الکترومغناطیس کلاسیک که به وسیله ماکسول گسترش داده شد، اخلاق و رفتار امواج الکترومغناطیسی و میدانهای الکتریکی و مغناطیسی را توضیح می دهد.
اصول مطلقگرایی: مجال و دور و اطراف در فیزیک کلاسیک مطلق فرض می شوند. یعنی فرصت و دور و اطراف برای همگی ناظران یکسان میباشد و غیر وابسته از جنبش اجسام تغییر تحول نمیکنند.
سرعت محصور: در فیزیک کلاسیک، تکان و سرعتها با گاز نوروفروغ محصور نشدهاند و سرعت هر شیء می تواند به بیغایت مجاورت خواهد شد.
محدودیتها:
فیزیک کلاسیک نمیتواند پدیدههایی را که در سرعتهای بالا (در حدود سرعت نوروروشنایی) یا این که در مقیاسهای خرد (زیراتمی) حادثه میفتند، بهخیر توضیح دهد.
در دنیای زیراتمی و در سرعتهای بسیار زیاد، عقیدههای کلاسیک مبتلا نواقص میشوند و نتیجه ها نادرستی ارائه میدهند.
2. فیزیک تازه (امروزی)
فیزیک تازه یا این که فیزیک امروزی از اوایل قرن 20 با معرفی عقیدههای جدیدی همانند نسبیت و مکانیک کوانتومی شروع شد. این شاخه از فیزیک به نظارت پدیدههایی میپردازد که در وضعیت افراطی (سرعتهای بسیار بالا، مقیاسهای بسیار خرد، و انرژیهای بسیار بالا) فیس می دهند.
خصوصیتها:
عقیده نسبیت: آلبرت اینشتین با ارائه عقیده نسبیت خاص و عام، انقلابی در فیزیک تشکیل داد. بر پایه ی نسبیت، فرصت و دور و بر نسبی می باشند و برای ناظران گوناگون با سرعتهای متعدد، متفاوتند. سرعت نوروروشنایی تحت عنوان حداکثر سرعت ممکن در عالم معرفی شد.
مکانیک کوانتومی: مکانیک کوانتومی به نظارت خلق ذرات در مقیاسهای بسیار خرد (اتمی و زیراتمی) می پردازد. این عقیده با معناهای جدیدی مانند دوگانگی موج-ذره، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، و احتمالپذیری، رفتارهای غیرقابل پیشبینی و خیره کننده ذرات را توضیح میدهد.
تئوری میدانهای کوانتومی: فیزیک تازه در سعی میباشد تا نیروی گرانش را با بقیه نیروهای بنیادی (الکترومغناطیسی، هستهای قادر و ضعیف) متحد نماید.
نسبیتگرایی: در فیزیک نو، معنی مطلق بودن گوشه و کنار و مجال از در بین رفته میباشد و پدیدههایی مانند اتساع مجال و انقباض ارتفاع در سرعتهای در حدود سرعت فروغ و روشنایی چهره می دهند.

مانند پایداری، راندمان، اتلاف و تعادل منجر میگردد